خوشحالم
خیلی خوشحالم
خدااایااااا شکرت :)
استرس نوشت: به دلم چنگ میزنن انگار. استرس میگیرتم. چیزی فراتر از غیرتی شدن حتی!
برچسب:
نویسنده: نیما زمانی
احساس میکنم سوار یه ترن شدم که با سرعت در حرکته و تنها کاری که ازم برمیاد محکم نشستن و تماشای مناظره. نباید ترسید
خدایا خودتو عشق است ;)
برچسب:
نویسنده: نیما زمانی
در مجموع مثبت ارزیابی میکنم! جَو کلاسمون رو میگم :))
همه بچه ها پُر اومدن. قشنگ معلومه حالیشونه. بدون تحقیق و فقط با خرخونی نیومدن. منم تا جایی که جا داره واسه چند دسته نشدن و تلطیف اوضاع تلاش میکنم. فایتینگ, 
برچسب:
نویسنده: نیما زمانی
امروز از صبح دارم فکر میکنم واقعا حرف دیگران چقدر باارزشتر از آرامش آدمه؟ که به هرکسی اجازه بده آرامشش رو بهم بزنه با حرفای غیرمنطقی و پوچ و بی اساس.
برچسب:
نویسنده: نیما زمانی
سخته ها .. خیلی سخت
برچسب:
نویسنده: نیما زمانی
رو سکوهای لابی نشستم و از نت دانشکده استفاده میکنم. مجبورم سرما رو تحمل کنم، مجبووورم :))))
+ از مابقی وقایع زندگیم حرفی نمیزنم. امروز رو خوشیم با هم :)
برچسب:
نویسنده: نیما زمانی
با اینکه رفیق جانم خیلی دوس داره برم و تشویقم میکنه، ولی خب دلم نمیاد آخه :(
برچسب:
نویسنده: نیما زمانی
الان هم سر ارائه نفتم و دلم میخواد زودتر خلاص بشم و برم سر درسام -_-
برچسب:
نویسنده: نیما زمانی
خدایا مخلصیم خیلی زیاد ;)
برچسب:
نویسنده: نیما زمانی
برچسب:
نویسنده: نیما زمانی